پایگاه خبری حیات - شهین مردانی؛ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۷، دونالد ترامپ رئیسجمهور وقت آمریکا در یک سخنرانی پرهیاهو، خروج کشورش از توافق هستهای با ایران را اعلام کرد. او برجام را «بدترین توافق تاریخ» خواند و وعده داد با فشار بیسابقه، ایران را به زانو درخواهد آورد. چند روز بعد، کارزار «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی ایران رسماً آغاز شد.
هدف آمریکاییها روشن بود. آنها میخواستند با قطع کامل درآمدهای نفتی کشور، مسدود کردن داراییهای خارجی و قطع ارتباطات بانکی، اقتصاد ایران را به نقطه فلج برسانند. محاسبهشان ساده بود: وقتی سفره مردم کوچک شود، وقتی بیکاری بالا برود، وقتی قیمتها سر به فلک بگذارد، مردم به خیابان میریزند و نظام یا مجبور به عقبنشینی میشود یا فرومیپاشد.
اما بیش از هفت سال از آن روز میگذرد و آنچه امروز در عرصه اقتصادی و سیاسی میبینیم، چیزی جز شکست این راهبرد نیست. کشور و مردم ایران نه تنها به زانو درنیامده، که مسیرهای تازهای برای بقا و حتی پیشرفت پیدا کرده است. تحریمها اگرچه فشار سنگینی به مردم وارد کردند، اما نتوانستند به اهداف سیاسی مد نظر غربیها برسند.
چرا «فشار حداکثری» به هدف نرسید؟
راهبرد فشار حداکثری روی یک فرضیه ساده بنا شده بود. اگر اقتصاد ایران تحت فشار طاقتفرسا قرار بگیرد، نظام سیاسی یا مجبور به عقبنشینی در مذاکرات میشود و یا فرو میپاشد. اما این فرضیه در عمل با واقعیتهای پیچیدهای روبهرو شد.
یک عامل که باعث ناکامی تحریمها شد، این بود که خود کشورهای غربی هم از این جنگ اقتصادی آسیب دیدند. اروپاییها که سالها با ایران مراودات تجاری داشتند، ناگهان مجبور شدند بازارهای خود را از دست بدهند. مطالعات نشان میدهد که تنها اروپاییها در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از بابت تحریمهای ایران ضرر کردند. چون بخشی از زنجیره تولید و تجارت آنها به اقتصاد ایران وابسته بود.
عامل دیگر هم یادگیری ایران بود. کشوری که چهل سال است با انواع تحریمها دست و پنجه نرم میکند، کمکم در خنثیسازی آنها استاد شده است. مقامات ما یاد گرفتند که چطور نفت بفروشند، چطور پول را به کشور بیاورند و چطور کالاهای مورد نیازشان را تأمین کنند، بدون اینکه ردپایی از خود به جای بگذارند.
ایران چطور راه دور زدن تحریمها را یاد گرفت؟
سالها تجربه مواجهه با تحریم، ایران را به یکی از ماهرترین کشورها در خنثیسازی فشارهای اقتصادی تبدیل کرده است. امروز یک شبکه پیچیده از روشهای متنوع برای دور زدن تحریمها شکل گرفته که تحلیلگران غربی را هم به حیرت واداشته است.
در سالهای اولیه، روشها ساده بود. کارشناسان و متخصصان هنگام انتقالهای بانکی، اطلاعات شناسایی را حذف میکردند یا کالاها را با نام شرکتهای دیگر جا میزدند. اما وقتی آمریکاییها سختگیرتر شدند، روشها هم پیچیدهتر شد. ایرانیها در کشورهای مختلف شرکتهای پوششی تأسیس کردند. کالاهای ممنوعه را به نام شرکتهای دیگر کشورها میخریدند. برای کشتیهای نفتکش خود از پرچم کشورهای کمنام و نشان استفاده میکردند.
یک پایگاه تحلیلی آمریکایی با اشاره به افشای انتقالات میلیاردی مالی توسط بانکهای معروف جهانی برای ایران، نوشت: ایران راههای متعددی برای شکستن تحریمها دارد. این گزارش تأکید کرد که بانکها و کشورهای زیادی هستند که به دلایل مختلف حاضرند با ایران همکاری کنند.
شاهد این ادعا هم جریمههای سنگینی است که بانکهای بزرگ دنیا بابت همکاری با ایران پرداختند. بانک استاندارد چارترد انگلیس، بانک ING هلند، بارکلیز، کردیت سوئیس و خیلی از بانکهای دیگر، هر کدام به دلیل نقض تحریمهای ایران جریمه شدند. یعنی آنها حاضر شدند جریمه بدهند، اما همکاری با ایران را ادامه دادند.
صادرات غیرنفتی و همکاری با شرق
یکی از مهمترین دستاوردهای سالهای تحریم، تغییر جهت صادرات ایران از نفت به محصولات غیرنفتی بوده است. آمارهای رسمی نشان میدهد که صادرات غیرنفتی ایران نه تنها کاهش پیدا نکرده، که در بعضی حوزهها رشد چشمگیری هم داشته است.
صنعت فرش دستباف ایران که سالها به خاطر تحریمها آسیب دیده بود، این روزها دوباره جان گرفته است. مسئولان میگویند اگر به این صنعت توجه ویژه شود، میتواند یکی از محورهای اصلی صادرات غیرنفتی باشد. نمایشگاههای تخصصی فرش در ایران و خارج از کشور، فرصتی برای معرفی این کالای ارزشمند به بازارهای جهانی است.
اما مهمترین تحول، تغییر جهت تجارت ایران به سمت شرق بوده است. چین امروز به بزرگترین شریک تجاری کشور تبدیل شده. بنیاد آمریکایی «دفاع از دموکراسیها» در گزارش اخیرش تأکید کرده که پکن به موتور اصلی استراتژی ایران برای دور زدن تحریمها تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، چین حدود ۹۰ درصد از نفت صادراتی ایران و ۲۵ درصد از کالاهای غیرنفتی ایران را میخرد. این معاملات از طریق شبکههای مالی مخفی انجام میشود که آمریکا کنترلی روی آنها ندارد. والاستریت ژورنال هم در گزارشی فاش کرد که ساختار پرداخت مخفیای وجود دارد که میلیاردها دلار را از پکن به تهران برای خرید نفت خام منتقل میکند.
روسیه هم یکی دیگر از شرکای مهم ایران در سالهای اخیر بوده است. همکاریهای بانکی و تجاری ایران و روسیه، به ویژه در زمینه دلارزدایی از معاملات، این روزها حسابی جدی شده است. دو کشور تلاش میکنند به جای دلار و یورو، با ارزهای ملی خود معامله کنند.
صنایع داخلی قویتر از قبل شدند
تحریمها اگرچه فشار سنگینی به صنایع ایران آوردند، اما در بعضی حوزهها به عاملی برای خودکفایی تبدیل شدند. وقتی واردات کالاها سخت و گران شد، تولیدکنندگان داخلی مجبور شدند دست به کار شوند و کالاهایی را تولید کنند که قبلاً وارد میکردند.
اقتصاد دانشبنیان در این سالها رشد خوبی داشته است. شرکتهای دانشبنیان برخلاف صادرات سنتی، کمتر به کانالهای رسمی بانکی و تجاری وابسته هستند و میتوانند راحتتر محدودیتها را دور بزنند. خیلی از این شرکتها امروز محصولاتی تولید میکنند که قبلاً باید از خارج وارد میشد.
با این حال، نمیشود از مشکلات صنایع ایران چشم پوشید. آخرین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که رشد تولید و فروش صنایع ایران در شش ماه اول سال ۱۴۰۴ هنوز منفی است. کارشناسان میگویند هم تحریمهای خارجی و هم مشکلات داخلی در این وضعیت نقش دارند.
اما نکته مثبت اینجاست که ایران در سال ۲۰۲۳ با کمک چینیها، حدود ۶.۱ میلیارد دلار فلزات صنعتی به جهان صادر کرده است. این آمار نشان میدهد که کشور کمکم دارد راههای نفوذ در بازارهای جهانی را یاد میگیرد، حتی زیر سایه تحریمها.
تحریم برای اروپا هم بیهزینه نبود
یک نکته مهم که معمولاً کمتر به آن پرداخته میشود، هزینهای است که خود تحریمکنندگان به خاطر تحریم ایران پرداختند. اروپاییها که سالها با ایران مراودات تجاری و بانکی داشتند، ناگهان مجبور شدند این روابط را قطع کنند.
حجتالله عبدالملکی، عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق، در تحلیلی گفت: اروپاییها در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از بابت تحریمهای ایران ضرر کردند. دلیلش هم این بود که بخشی از زنجیره تولید و تجارت آنها به ایران وصل بود.
وقتی اروپا تحریمها را پذیرفت، نه تنها بازار ایران را از دست داد، بلکه ناچار شد هزینههای دیگری هم بپردازد. مثلاً شرکتهای اروپایی که در ایران سرمایهگذاری کرده بودند، یا پروژههای نیمهکاره داشتند، ضرر سنگینی کردند. بانکهای اروپایی که با ایران کار میکردند، جریمههای سنگینی پرداختند.
این تجربه نشان داد که تحریمها یک شمشیر دو لبه هستند. آنها هم به ایران آسیب میزنند و هم به خود غربیها. به همین دلیل است که امروز خیلی از کشورهای اروپایی با اکراه و بیمیلی در تحریمهای آمریکا همراهی میکنند. آنها فهمیدهاند که این بازی برد-برد نیست، بلکه باخت-باخت است.
دلار دارد از معاملات کنار میرود
شاید مهمترین پیامد بلندمدت تحریمهای ایران، شروع موج دلارزدایی در جهان باشد. دلارزدایی یعنی اینکه کشورها تلاش میکنند وابستگی خود به دلار آمریکا را کم کنند و به جای آن از ارزهای ملی یا ارزهای دیگر استفاده کنند. کشور ما به خاطر تحریمها، سالهاست که سخت تلاش میکند از دلار فاصله بگیرد. با چین و روسیه توافق کرده که معاملات تجاری را با پول ملی انجام دهد. با ترکیه، عراق و افغانستان هم همین کار را کرده. ولی این موج حالا به ایران محدود نمانده و دارد جهانی میشود.
آمارها نشان میدهد که سهم دلار در ذخایر ارزی کشورهای جهان با سرعت زیادی در حال کاهش است. بسیاری از کشورها بعد از تحریم روسیه، فهمیدند که دلار یک ابزار سیاسی در دست آمریکاست و هر لحظه ممکن است خودشان هم هدف قرار بگیرند. به همین خاطر به فکر جایگزین افتادند.
چین و برزیل توافق کردهاند تجارتشان را با ارزهای خودشان انجام دهند. روسیه و چین هم همین کار را کردهاند. کشورهای جنوب شرق آسیا در اندونزی جمع شدند تا برای کاهش وابستگی به دلار برنامهریزی کنند. هند و مالزی هم برای تجارت دوجانبه از روپیه استفاده میکنند.
در حوزه نفت هم تحولات مهمی رخ داده. چین خرید نفت را با یوان شروع کرده و از کشورهای نفتخیز خلیج فارس خواسته معاملات نفت را با یوان انجام دهند. اگر این روند ادامه پیدا کند، سلطه چندین ساله دلار بر اقتصاد جهان کمکم رنگ میبازد.
اعترافهای غربیها به شکست تحریمها
شاید مهمترین نشانه شکست تحریمها، اعترافهایی باشد که خود مقامات و تحلیلگران غربی به آن رسیدهاند. خیلی از آنها امروز میگویند فشار حداکثری نتوانست به اهدافش برسد.دیوید والش، تحلیلگر شورای آتلانتیک که یک مرکز مطالعاتی معروف آمریکایی است، در نقد این استراتژی نوشت: یک سیاست صرفاً تنبیهی بدون ارائه راههای دیپلماتیک، ایران را تشویق میکند که با آتش با آتش مبارزه کند. یعنی وقتی همه راهها را ببندید، طرف مقابل چارهای جز مقاومت ندارد.
گزارشها نشان میدهد که حتی مقامات وزارت خزانهداری آمریکا هم کمکم دارند زبان عوض میکنند. آنها دیگر از تغییر رفتار ایران حرف نمیزنند، بلکه میگویند هدف ما فشار اقتصادی بود. این تغییر لحن یعنی پذیرش شکست در رسیدن به اهداف اصلی و یعنی اینکه ایران راه خودش را پیدا کرده بود.
تحریم داخلی؛ مشکل بزرگتر از تحریم خارجی
با وجود همه موفقیتها در خنثیسازی تحریمهای خارجی، اقتصاد ما هنوز با چالشهای بزرگی روبهروست. صمد حسنزاده، رئیس اتاق بازرگانی ایران، حرف مهمی زده و گفته تحریمهای ظالمانه خارجی فشار زیادی آورده، اما «تحریمهای داخلی» اجازه نمیدهد مسائل اقتصادی حل شود.
منظور از تحریم داخلی چیست؟ یعنی قوانین و مقررات دست و پاگیری که خودمان برای خودمان درست کردهایم. سهمیهبندی واردات، محدودیت در تأمین مواد اولیه، بخشنامههای پی در پی و گاهی متناقض. همه اینها دست و پای تولیدکننده را میبندد.
مهراد عباد، در این باره گفته: صنایع کشور با حجم بالایی از قوانین و مقررات دستوپاگیر مواجه شدهاند که میتوان آن را نوعی تحریم داخلی دانست.
کارشناسان میگویند اصلاح نظام بانکی، هدایت منابع به سمت تولید و مقابله با فساد، از کارهای ضروری است. اگر این کارها را نکنیم، حتی اگر پول و منابع داشته باشیم، در مسیرهای غیرمولد قفل میشود و به درد تولید نمیخورد.
راه مشخص است، اراده میخواهد
آنچه از تجربه سالهای اخیر میآموزیم این است که تحریمها اگرچه فشار آوردهاند، اما نتوانستهاند ایران را به زانو درآورند. کشور ما راههای دور زدن تحریمها را یاد گرفته، صادرات غیرنفتی را توسعه داده، همکاری با شرق را جدی گرفته و در بعضی حوزهها به خودکفایی رسیده است.
دلار دارد از معاملات منطقهای کنار گذاشته میشود و حتی مقامات غربی هم کمکم به کماثر شدن تحریمها اعتراف میکنند. اینها همه نشانههای روشنی است از اینکه راهبرد فشار حداکثری شکست خورده است. اما این همه ماجرا نیست. اقتصاد ایران برای عبور کامل از تحریمها، باید مشکلات داخلی را هم حل کند. سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی که ۱۲ سال پیش ابلاغ شد، امروز میتواند نقشه راه باشد. مردمیسازی اقتصاد، حمایت از تولید داخلی، توسعه دانشبنیانها و اصلاح نظام بانکی، کارهایی است که باید جدی گرفته شود.
مسیر مشخص است. آنچه باقی میماند، اراده برای اجراست. اگر این اصلاحات انجام شود، اقتصاد مقاومتی میتواند همان نقطه اتکایی باشد که فشار تحریم را خنثی میکند.
انتهای پیام/
نظر شما